۱- آیات ۱ تا ۹

S Safi
0 Altın Yaprak
بسم االله الرحمن الرحیم حم ۱ تنزیل من الرحمٰن الرحیم ۲ کتٰاب فصلت آیٰاته قرآنا عربیا لقوم یعلمون ۳ بشیرا و نذیرا فأعرض أکثرهم فهم لاٰ یسمعون ۴ و قٰالوا قلوبنٰا فی أکنة ممٰا تدعونٰا إلیه و فی آذٰاننٰا وقر و من بیننٰا و بینک حجٰاب فاعمل إننٰا عٰاملون ۵ قل إنمٰا أنا بشر مثلکم یوحیٰ إلی أنمٰا إلٰهکم إلٰه وٰاحد فاستقیموا إلیه و استغفروه و ویل للمشرکین ۶ الذین لاٰ یؤتون الزکٰاة و هم بالآخرة هم کٰافرون ۷ إن الذین آمنوا و عملوا الصٰالحٰات لهم أجر غیر ممنون ۸ قل أ إنکم لتکفرون بالذی خلق الأرض فی یومین و تجعلون له أندٰادا ذٰلک رب العٰالمین ۹ بنام خداوند بخشاینده مهربان حم ۱ فرو فرستادنیست از خدای بخشاینده مهربان ۲ کتابیست تفصیل داده شده آیتهایش قرآنی عربی برای گروهی که می دانند ۳ مژده دهنده و بیم کننده پس روی گردانیدند اکثرشان پس ایشان نمی شنوند ۴ و گفتند دلهای ما در حجابست از آنچه می خوانید ما را بآن و در گوشهای ما کرانیست و از میانه ما و میانه تو مانعیست پس عمل کن که ماییم عمل کنندگان ۵ بگو جز این نیست که من انسانم مثل شما وحی کرده می شود بمن جز این نیست اله شما الهی است یکتا پس رو آورید باو و آمرزش خواهید از او و وای مر مشرکانی را ۶ آنها که نمی دهند زکاة را و ایشان بآخرت ایشانند کافران ۷ بدرستی که آنها که گرویدند و کردند کارهای شایسته مر ایشان راست پاداشی بی منت ۸ بگوی آیا شما هر آینه کافر می شوید بآنکه آفرید زمین را در دو روز و می گردانید مر او را همتایان آنست پروردگار جهانیان ۹ آن حقیقت کاحمد ص است اندر ظهور موج اول باشد از دریای نور جلوه گر گشت از مقام اقدمی در صفات و در لباس آدمی زین اشارت رفت اندر حا و میم در نزول از حق رحمان الرحیم یعنی از بخشندگار مهربان یافت تنزیل این کتاب حق نشان فصلت آیاته یعنی نکو یافته تفصیل آیت های او هست قرآنی به تازی در بیان بهر قومی که بدانند این زبان یا بدانند از نشان معرفت نکتۀ آیات را از هر جهت این کتابی که بشیر است و نذیر مؤمنان و منکران را ناگزیر مژده ده مر مؤمنان را در بهشت کافران را بیم ده بر جای زشت فأعرض أکثرهم فهم لایسمعون وآن بشارت را نیابند از درون هستمان گفتند دلها در غلاف زآنچه خوانیمان سوی آن بی خلاف هم بود سنگینی اندر گوشمان آنچه خوانی نشنویم ایچ آن بیان هست بین ما و بین تو حجاب پرده چون باشد چه خوانی بر شتاب پس عمل می کن تو بر آیین خویش زآنکه ما باشیم هم عامل به کیش گو جز این نبود که من باشم بشر چون شما در شکل و طبع و خواب و خور هم نباشد دعوتم از عقل دور تا طبایع را بود از آن نفور وحی سوی من شود نبود جز این که بود معبود ما واحد یقین پس نمایید استقامت سوی وی مغفرت خواهید هم زو پی به پی ویل باشد مشرکین را نی نجات کآن کسان ندهند از ضنت زکات اعظم است اندر رذایل این صفت نیستشان ایمان به روز آخرت این صفت از بخل زاید در وجود مشرکین را بود اکثر بذل و جود اختصاصش پس ز بهر مشرکین خود ز ترک تزکیت باشد یقین قول تهلیل ار بود از مدرکی بی تأمل نفس را سازد زکی چون زکات مال کز روی وجوب پاک سازد مالها را از عیوب همچنین توحید باری چون زکات پاک سازد نفس را از ترهات لا اله الا االله ار گویی یکی نفس مغشوشت شود پاک و زکی می نمودند اهل شرک اطعام حاج لیک نی بر مؤمنان در احتیاج وآن کسان کآورده اند ایمان به حق کرده اند اعمال نیکو بر نسق اجرشان باشد بدون منتی یا بدون انقطاع از نوبتی نگروید آیا شما می گو به قوم آنکه را خلق زمین کرد او دو یوم وآن دو یوم است امر و قول اندر نظر هم دگر یوم قضاء یوم قدر صورت است و ماده یا قصد از آن اندر این دو شکل ارض آمد عیان اول است اجزای ارضیه تمام صورت نوعیه ثانی ز انتظام بهر او همتا و اشباه آورید اوست رب العالمین کاین آفرید

Bu şiire çeviri ekle ·

Bu şiiri puanla

Henüz puan verilmemiş

Yıldıza dokunarak 1–10 arası puan ver

Yorumlar

Yorum yapmak için giriş yapmalısın.

Giriş yap

Bu şiire henüz yorum yapılmamış. İlk sen ol.

Sana daha iyi bir okuma deneyimi sunabilmek için sitemizde çerez kullanıyoruz. Kişisel verilerin KVKK ve GDPR kapsamında işlenir; hangi çerezlere izin verdiğini dilediğin zaman değiştirebilirsin.