۱۱۹- آیه ۲۴۷
S Safi
0
Altın Yaprak
و قٰال لهم نبیهم إن اللٰه قد بعث لکم طٰالوت ملکا قٰالوا أنٰی یکون له الملک علینٰا و نحن أحق بالملک منه و لم یؤت سعة من المٰال قٰال إن اللٰه اصطفٰاه علیکم و زٰاده بسطة فی العلم و الجسم و اللٰه یؤتی ملکه من یشٰاء و اللٰه وٰاسع علیم ۲۴۷
و گفت مر ایشان را پیغمبرشان بدرستی که خدا بتحقیق برانگیخت برای شما طالوت را پادشاه گفتند چگونه باشد مر او را پادشاهی بر ما و ما سزاوارتریم بپادشاهی از او و داده نشده فراخنایی را از مال گفت بدرستی که خدا برگزید او را بر شما و افزود او را گشادگی در دانایی و بدن و خدا پادشاهیش هر که را می خواهد و خدا وسعت دهنده دانا است ۲۴۷
در بیان طالوت و پادشاهی او و تابوت سکینه
آن پیمبر گفتشان ز امر اله
بر شما طالوت آمد پادشاه
آمدند اندر جدل کو از کجا
گشت بر ما پادشه بر ناروا
ما به شاهی زو یقین لایقتریم
او ندارد مال و ما از وی سریم
حق نداد از مال و ملکش وسعتی
تا که شاهی را سزد با قدرتی
گفت او را بر شما حق برگزید
در وی افزونی ز علم و جسم دید
الیق است او از ره علم و جسد
کی برد جز جاهلی بر وی حسد
هر که را خواهد خدا شاهی دهد
وآن ز روی علم و آگاهی دهد
زآنکه ذات حق وسیع الرحمه است
داند ار کس را مناسب وسعت است
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş