۱۲- آیات ۴۲ تا ۴۴

S Safi
0 Altın Yaprak
فلمٰا جٰاءت قیل أ هٰکذٰا عرشک قٰالت کأنه هو و أوتینا العلم من قبلهٰا و کنٰا مسلمین ۴۲ و صدهٰا مٰا کٰانت تعبد من دون اللٰه إنهٰا کٰانت من قوم کٰافرین ۴۳ قیل لها ادخلی الصرح فلمٰا رأته حسبته لجة و کشفت عن سٰاقیهٰا قٰال إنه صرح ممرد من قوٰاریر قٰالت رب إنی ظلمت نفسی و أسلمت مع سلیمٰان للٰه رب العٰالمین ۴۴ پس چون آمد گفته شد آیا این چنین است تخت تو گفت گویا آنست و داده شدیم علم را پیش از آن و بودیم مسلمانان ۴۲ و باز داشته بود او را آنچه بود که می پرستید از غیر خدا بدرستی که او بود از گروه کافران ۴۳ گفته شد مر او را داخل شود در صحن یا قصر پس چون دید آن را پنداشتش آب بسیار و بر زد از دو ساقش گفت بدرستی که آن صحنی است ساده از آبگینه ها گفت پروردگار من بدرستی که من ستم کردم بر خود و اسلام آوردم با سلیمان مر خدای را که پروردگار جهانیان است ۴۴ در بیان آمدن بلقیس خدمت حضرت سلیمان علیه السلام پس چو آمد گفته شد کآیا چنین بوده تختت گفت بر او ماند این داده شد زین پیش ما را علم و فهم بر تو در پیغمبری نه از ظن و وهم هم ز منقادان و گردن هشتگان بر سلیمانیم نه از ره گشتگان حق تعالی داشت مر بلقیس را باز آنچه می پرستید از خطا جز خدا را می پرستید اعنی او بد ز قوم کافران در جستجو گفته شد او را به قصر آ تو ز باب چونکه دید آن صحن را پنداشت آب بر گمانش دجلۀ آب است آن جامه را برداشت از ساق آن زمان گفت ای بلقیس جامه هل فرو ساخته است از شیشه این قصر نکو گفت ای پروردگار من ستم کردم از بی دانشی بر خویش هم باز آوردم من اسلام از یقین با سلیمان ز امر رب العالمین

Bu şiire çeviri ekle ·

Bu şiiri puanla

Henüz puan verilmemiş

Yıldıza dokunarak 1–10 arası puan ver

Yorumlar

Yorum yapmak için giriş yapmalısın.

Giriş yap

Bu şiire henüz yorum yapılmamış. İlk sen ol.

Sana daha iyi bir okuma deneyimi sunabilmek için sitemizde çerez kullanıyoruz. Kişisel verilerin KVKK ve GDPR kapsamında işlenir; hangi çerezlere izin verdiğini dilediğin zaman değiştirebilirsin.