۱۳- آیات ۶۶ تا ۷۰
S Safi
0
Altın Yaprak
و لو أنٰا کتبنٰا علیهم أن اقتلوا أنفسکم أو اخرجوا من دیٰارکم مٰا فعلوه إلاٰ قلیل منهم و لو أنهم فعلوا مٰا یوعظون به لکٰان خیرا لهم و أشد تثبیتا ۶۶ و إذا لآتینٰاهم من لدنٰا أجرا عظیما ۶۷ و لهدینٰاهم صرٰاطا مستقیما ۶۸ و من یطع اللٰه و الرسول فأولٰیک مع الذین أنعم اللٰه علیهم من النبیین و الصدیقین و الشهدٰاء و الصٰالحین و حسن أولٰیک رفیقا ۶۹ ذٰلک الفضل من اللٰه و کفیٰ باللٰه علیما ۷۰
اگر آنکه ما نوشته بودیم بر ایشان که بکشید خودهاتان را یا بیرون روید از دیارتان نمی گروند آن را مگر اندکی از ایشان و اگر آنکه ایشان کرده بودند آنچه پند داده می شدند بآن هر آینه بود بهتر برای ایشان و سخت تر در ثابت گردانیدن ۶۶ و در آن هنگام می دادیمشان از نزد خود مزدی بزرگ ۶۷ و هر آینه هدایت کرده بودیمشان براه راست ۶۸ و هر که فرمانبرد خدا و رسول را پس آنها باشند با آنان که احسان کرد خدا بریشان از پیغمبران و راستگویان و شهداء و نیک مردان و خوبند آنها از جهة رفاقت ۶۹ آن فضل است از خدا و کافیست خدا دانا ۷۰
داشت از انصار مردی خرد خیر
گفتگو در آب رودی با زبیر
آمدند آن هر دو نزد مصطفیص
از پی رفع نزاع و ماجرا
با زبیر او گفت خیر از آب به
چون شدی سیراب بر همسایه ده
آن صحابی را نبد بهر از شرف
گفت بگرفتی به حکم از وی طرف
زآنکه او بد عمه زاده و خویش تو
این حکومت بود دور از کیش تو
شد برون از نزد پیغمبر ملول
گفت با مردم گذشت از حق رسول
بر مسلمانان در این باب از یهود
طعنها بس رفت زین گفت و شنود
نیست ما را شرح این گفتن به کار
کرد این آیت نزول از کردگار
که به حکمت تا رضاء ندهند خلق
از نفاق و کافری نرهند خلق
بر خدا ناورده اند ایمان یقین
هم به احکام و کتاب و یوم دین
پس نمی یابند اندر خود حرج
زآنچه کردی حکم بر فتح و فرج
گرچه باشد بر خلاف میلشان
کس نگردد تنگدل زآن در نهان
گردن از طاعت نهند و انقیاد
انقیادی محکم از عشق و وداد
می نوشتیم ار بر ایشان ز امت حان
قتل و بیرون رفتن از شهر و مکان
همچو اسراییلیان کز یکدگر
ألفها کشتند تا شام از سحر
وز بلد شد حکم تا بیرون روند
وز وطن آواره در هامون شوند
این نکردی جز قلیلی زین گروه
که به دین باشند راسخ تر ز کوه
ور که می کردند ایشان از پسند
آنچه بود از حق بر ایشان امر و پند
می نمودندی اطاعت از رسول
و امر او را از ره طاعت قبول
بهر ایشان بود بهتر از جهات
سختتر در عقل و ایمان و ثبات
وز تثبت اندر ایمانشان دهیم
اجرشان از نزد خود اجری عظیم
هم نماییم آن کسان را راه راست
رهروان را راه و مقصد تا کجاست
وآنکه فرمان برد از حق وز رسول
آن گروه اندر قیامت در حصول
با کسانی ز اهل حق باشند یار
کاهل انعامند از پروردگار
ز انبیاء و صادقان و صالحان
وآن شهیدان که فدا کردند جان
وآنکه باشد در رفاقت نیک پی
یار هر کس کو رود بر گام وی
یا تواند بود کاین نیکو رفیق
نیست غیر از آن چهار اندر طریق
یعنی ایشان در رفاقت اکملند
از تمام خلق عالم افضلند
کرده حق بر چار قسم اخیار را
برگزیده بر عباد این چار را
انبیاء که محرم راز وی اند
در حریم قرب دمساز وی اند
صادقان اهل عیانند و شهود
دیده ز اشیاء سر سلطان وجود
وآن شهیدان رسته از آمال خویش
در ره او داده جان و مال خویش
صالحان بر پاس امر حضرتش
کرده واحد هم خود در طاعتش
هر که شد با این جماعت همنشین
گردد او روشن دل و پاکیزه دین
از نبیین قصد یا پیغمبر است
هم ز صدیقین مراد از حیدر است
گر به لفظ جمعشان بستوده حق
جامعند این دو در اوصاف فرق
بحر گویی کافی است از ذکر در
خاصه بحری کو ز گوهرهاست پر
یک علی گو کار خود یکباره کن
پردة چشم دو بین را پاره کن
از شهیدان شد اشارت بر حسینع
هر نبی و هر ولی را نور عین
صالحان اولاد او تا قایمند
بر وجوب لطف از حق دایمند
در بیان و تحقیق مهدویت
دور قایم دایم است از رب دین
تا قیامت ز اولیاء و راشدین
هر زمانی را و لی ای لازم است
وین ولایت در مدار قایم است
مهدی هادی است قایم در طریق
رهروان را در روش نیکو رفیق
پادشاهانند در ملک وجود
قایم از مرآت هر یک در نمود
فانی از آثار خود بر دایمند
وز حق اندر دور دایم قایمند
صد چراغ از شمع واحد روشنند
جمله یک نورند گرچه صد تنند
میتوانی کز چراغی صد چراغ
برفروزی در سرا و دشت و باغ
شرط نقلش لیک باشد اشتعال
بی ز شعله نیست ممکن انتقال
اشتعال آن اتصال است از ولی
همچنین تا اصل آن ذات العلی
دور مهدی این بود بر اتصال
گر شناسی دور او را در مجال
دور یک دور است نزد اهل دل
وآن بود دایر به مهدی متصل
این است فضلی از خدا در کارشان
که شود منعم علیهم یارشان
بلکه خود که مؤمن از جان و دلند
جمله در منعم علیهم داخلند
پس بود بی شک خداوند علیم
در جزای اهل ایمان بر نعیم
که صلاحیت مر ایشان راست تام
در توافق با خواص و با کرام
بعد ذکر اهل ایمان و سداد
میکند حق امر بر جنگ و جهاد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş