۳۰- آیات ۱۵۸ تا ۱۶۳
S Safi
0
Altın Yaprak
بل رفعه اللٰه إلیه و کٰان اللٰه عزیزا حکیما ۱۵۸ و إن من أهل الکتٰاب إلاٰ لیؤمنن به قبل موته و یوم القیٰامة یکون علیهم شهیدا ۱۵۹ فبظلم من الذین هٰادوا حرمنٰا علیهم طیبٰات أحلت لهم و بصدهم عن سبیل اللٰه کثیرا ۱۶۰ و أخذهم الربوا و قد نهوا عنه و أکلهم أموٰال النٰاس بالبٰاطل و أعتدنٰا للکٰافرین منهم عذٰابا ألیما ۱۶۱ لٰکن الرٰاسخون فی العلم منهم و المؤمنون یؤمنون بمٰا أنزل إلیک و مٰا أنزل من قبلک و المقیمین الصلاٰة و المؤتون الزکٰاة و المؤمنون باللٰه و الیوم الآخر أولٰیک سنؤتیهم أجرا عظیما ۱۶۲ إنٰا أوحینٰا إلیک کمٰا أوحینٰا إلیٰ نوح و النبیین من بعده و أوحینٰا إلیٰ إبرٰاهیم و إسمٰاعیل و إسحٰاق و یعقوب و الأسبٰاط و عیسیٰ و أیوب و یونس و هٰارون و سلیمٰان و آتینٰا دٰاود زبورا ۱۶۳
بلکه بلند کردش خدا بسوی خود و هست خدا غالب درست کردار ۱۵۸ و نیست از اهل کتاب مگر که گروند البته باو پیش از مردنش و روز رستاخیز باشد بر ایشان گواه ۱۵۹ پس بسبب ستمی از آنان که یهود شدند حرام کردیم بر ایشان پاکیزه هایی که حلال شده بود ایشان را و بسبب بازداشتشان از راه خدا بسیاری را ۱۶۰ و گرفتنشان افزونی مال را و بدرستی که نهی شده بودند از آن و خوردنشان مالهای مردمان را بناحق و مهیا کردیم برای کافران از ایشان عذابی دردناک ۱۶۱ لیکن استواران در دانش از ایشان و گروندگان می گروند بآنچه فرو فرستاده شد بتو و آنچه فرو فرستاده شد پیش از تو و برپادارندگان نماز و دهندگان زکاة و گروندگان بخدا و روز بازپسین آنها زود باشد که دهیمشان مزدی بزرگ ۱۶۲ بدرستی که ما وحی کردیم بسوی تو هم چنان که وحی کردیم بسوی نوح و پیغمبران پس از او و وحی کردیم بسوی ابراهیم و اسماعیل و اسحق و یعقوب و فرزندزادگان و عیسی و ایوب و یونس و هارون و سلیمان و دادیم داود را زبور ۱۶۳
می نکشتندش یهودان بالیقین
بلکه رفعت داد حقش از زمین
سوی خود فرمود او را مرتفع
وز مضیقی در مکان متسع
اوست غالب هم حکیم اندر نظام
تا کند تدبیر خلق از هر مقام
داد عزت بر مسیح از عزتش
مقتضی بود آنچه شد با حکمتش
نیست کس ز اهل کتاب از هر فنش
جز که بر وی پیشتر از مردنش
آرد ایمان یعنی اعراف عباد
که شناسند امر مبدأ تا معاد
واقفند از راه و منزل جا به جا
تا به آخر گام کآن باشد فنا
مؤمنند او را به هنگام فتوح
در مقام کشف قلب و سیر روح
تا هنوز است اندر آن حد مستقل
بر کمال خود نگشته متصل
هستش اعنی اندر آن حضرت مثال
پس به جمع ذات یابد اتصال
عارفی کو گوهر اسرار سفت
جمع ذاتی را فناء فی الله گفت
این مقام از رتبه ها بگذشتن است
واصل اندر ذات مطلق گشتن است
مردن اصلی است این نزد ثقات
کز مراتب رو کند بر جمع ذات
بود عیسی قطب عالم در کمال
بر سپهر چارمش باشد مثال
چرخ چارم مرکز این عالم است
نازل آنجا فیض روح اعظم است
زآن بر اشیاء میرسد فیض حیات
وجه روح الله در آن دارد ثبات
آرد ایمان عارف آنجا در دمش
میشناسد در ولایت خاتمش
پیش از آن کو را فناء حاصل شود
بر کمال ذات خود واصل شود
بیند اندر چرخ چارم سالکش
داند از حق بر مراتب مالکش
در زمان قایم آید بر زمین
تا کند نصرت بر آن سلطان دین
یعنی اندر کشف اعیانی که حق
غالب آید بر تمام ماخلق
ظاهر آید وحدت و کثرت نهان
مر قیامت هست نزدیک آن زمان
کثرت آنگ ه کز میان خیزد تمام
خواست قایم شد قیامت والسلام
در قیامت اوست بر ایشان گواه
که بر او آورده اند ایمان به گاه
یا شود بر مبغضین خود گواه
که نیاوردند ایمان بر اله
از ره ظلمی که واقع گشته بود
زآن کسان که بودشان دین یهود
شد حرام از ما بر ایشان طیبات
که بر ایشان بد حلال اندر حیات
شرحش آید اندر انعام ار بود
عمر و توفیق از خداوند احد
وز ره منعی که از راه خدا
بودشان بر خلق بسیار از عمی
وز ربا کآن بود منهی در کتاب
و اکل اموال خلایق بی حساب
از هر آن راهی که آن بر باطل است
همچو غصب و رشوه کآن را شامل است
هم ز ما آماده شد بر کافران
خود عذابی دردناک از هر کران
لیک در علم زآنچه ز ایشان راسخند
واندر اخلاص و عقاید شامخند
مؤمنان کآرند ایمان سلیم
بر هر آنچه بر تو بفرستاده ایم
وآنچه آن پیش از تو شد نازل ز ما
از کتب و احکام دین بر انبیا
هم مقیمینند آنها در صلات
میدهند از فرض دین حق زکات
بر خدا از روی دانش مؤمنند
همچنین بر یوم آخر موقنند
زود باشد کآن جماعت را دهیم
زآنچه کردند از عمل اجری عظیم
چونکه این آیت پیمبر بر یهود
خواند ایشان از غضب گفتند زود
بعد موسی از خداوند آیتی
بر کسی نازل نشد در نوبتی
حق به رد قولشان فرمود ما
وحی بر سوی تو کردیم از خفا
همچنان که وحی شد از ما به نوح
بعد از او هم بر رسولان در فتوح
هم به ابراهیم و اسماعیل راد
هم به اسحاق و به یعقوب از رشاد
هم به اسباط معظم در حضور
هم به عیسی و به ایوب صبور
همچنین شد وحی ما بر سایرین
یونس و هارون سلیمان امین
باز هم دادیم مر داوود را
ما زبور اعنی کتابی ز اجتبا
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş