۴- آیات ۱۹ تا ۲۳
S Safi
0
Altın Yaprak
و یوم یحشر أعدٰاء اللٰه إلی النٰار فهم یوزعون ۱۹ حتٰی إذٰا مٰا جٰاؤهٰا شهد علیهم سمعهم و أبصٰارهم و جلودهم بمٰا کٰانوا یعملون ۲۰ و قٰالوا لجلودهم لم شهدتم علینٰا قٰالوا أنطقنا اللٰه الذی أنطق کل شی ء و هو خلقکم أول مرة و إلیه ترجعون ۲۱ و مٰا کنتم تستترون أن یشهد علیکم سمعکم و لاٰ أبصٰارکم و لاٰ جلودکم و لٰکن ظننتم أن اللٰه لاٰ یعلم کثیرا ممٰا تعملون ۲۲ و ذٰلکم ظنکم الذی ظننتم بربکم أردٰاکم فأصبحتم من الخٰاسرین ۲۳
و روزی که حشر کرده شوند دشمنان خدا بسوی آتش پس ایشان باز داشته می شوند ۱۹ تا چون آمدند آن را گواهی داد بر ایشان گوش ایشان و دیدهای ایشان و پوستهای ایشان بآنچه بودند که می کردند ۲۰ و گفتند مر پوستهای خود را چرا گواهی دادید بر ما گفتند بسخن آورد ما را خدایی که بسخن آورد هر چیز را و او آفرید شما را نخستین بار و بسوی او باز می گردید ۲۱ و نبودید که پنهان می شدید که گواهی می دهد بر شما گوش شما و نه دیدهای شما و نه پوستهای شما و لیکن گمان کردید که خدا نمی داند بسیاری را از آنچه می کنید ۲۲ و آن بود گمان شما که گمان کردید بپروردگارتان هلاک گردانید شما را پس گردیدید از زیانکاران ۲۳
یاد کن چون حشر کرده می شوند
دشمنان حق به نار پر گزند
بازشان دارند هر جا ز ابتلا
دم به دم حتی إذا جاءها
مر گواهی می دهد سمع و بصر
بهر ایشان از وقایع سر به سر
پوستهاشان همچنان باشد گواه
بر فعال زشت و کردار تباه
با جلود خود بگویند از چه راه
می دهید از ما گواهی بر گناه
می نمودیم از شما ما دفع ضر
همچنین خواهیمتان دور از خطر
این چنین گویند اعضاء در جواب
ناورید از ما ملامت یا عتاب
هم خدا آورد ما را در سخن
که به هر چیزی دهد نطق و دهن
او شما را اولین بار آفرید
سوی او هم باز گردیده شوید
می نبودید آنکه از حق مستتر
خود شما کردید اندر جهر و سر
زآنکه تا بدهد گواهی بر شما
گوشها و چشمها و جلدها
مستتر می داشتید از مردمان
فعل ناشایست خود را در جهان
بی خبر از آنکه آن دانای غیب
در تکلم آورد ما را به عیب
داشتید این ظن کز آنچه می کنید
حق نداند اکثری را بر پدید
ظنتان اینگونه بر پروردگار
که گمان بردید بد مردود و خوار
زآن گمان بد ز جباران شدید
اندر این روز از زیانکاران شدید
در حدیث آمد که حق بی گفتگو
هست در نزد گمان بنده او
تا تو را چبود گمان از نیک و بد
بر تو جز پاداش ظنت کی رسد
گر تو را ظن نکو باشد بر او
طاعت نیک است و پاداشت نکو
ور که ظنت بد بود پاداش آن
هم بد آید وین سزد بر بد گمان
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş