بخش ۲۵۲ - عبدالحکیم
S Safi
0
Altın Yaprak
بود عبدالحکیم آن کوست بینا
بموقعهای حکمت اندر اشیاء
موفق او بتوفیق سداد است
بقول و فعل کز حقش نهاد است
نبیند او خلل در شییی الا
کند مسدودش ار دارد تقاضا
نبیند هم فسادی در مقامی
که نارد بهر اصلاحش قیامی
نبیند هیچ نامعمور جایی
که ننهد بر تعمیرش بنایی
نگردد مشتبه قصدم ز ویران
نه آن باشد که می فهمند خلقان
بود مقصودم از ویرانه حالی
که اندر نظم تام آید خلالی
معانی را بجای خود نکو فهم
ز مو باریکتر شو مو بمو فهم
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş