بخش ۳ - بیان الاتحاد
S Safi
0
Altın Yaprak
ز لفظ اتحاد ار نکته دانی است
شهود حق واحد خوش بیانی است
همان واحد که بر کل است معبود
ز کل یکتا و کل بر اوست موجود
به او گر متحد باشند اشیاء
عجب نبود که معبود است و یکتا
ولی از حیث موجودیت این بد
به او موجود و معدومند از خود
نه از حیثی که کس را خاصه بودی است
به خاصه متحد با او وجودی است
محالست اینکه می باشد دوییت
دویی دور از بساط معنویت
مراد از اتحاد این است که اشیاء
به او بینی که موجودند و بر پا
نه آن باشد که هر موجود خاصی
به او شد متحد از اختصاصی
چو نبود واحد مطلق به هر شی
ورای او و نبود خارج از روی
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş