بخش ۳۹۳ - محوالعبودیه و محو عین‌العبد

S Safi
0 Altın Yaprak
گرت محو عبودیت بود فهم بری از محوعین عبد هم سهم وی اسقاط اضافت از وجود است سوی اعیان که بودی بی نمود است بود اعیان شیون ذات حضرت که ظاهر گشت اندر واحدیت در آنحضرت بحکم عالمیت هویدا گشت از غیب هویت خود اعیانند معدومات مطلق در آن گردید ظاهر هستی حق وجود حق در آن ظاهر بذاتست بعلم آثارعین ممکنات است بصورتها خود اعیانست معلوم هم اعیان نیست الا کون معدوم وجود محض الا عین حق نیست اضافه غیر نسبت در نسق نیست مر او را نیست در خارج وجودی که باشد فعل و تأثیرش ببودی همه افعال و تأثیرات تابع بود بهر وجود اندر مصانع نه خود معدوم را فعل است و تأثیر نه موجود است غیر از حق بتقدیر پس او عابد بود با نسبت عبد تقید یافت چون در صورت عبد چه آنهم هست شانی از شیونات شیوناتی که باشد صادر از ذات بود معبود هم از حیث اطلاق بهر عبدی از این حیث است مشتاق تو عین بد باقی در عدم دان عدم را کون علمی در رقم دان بود پس عبد ممحو و عبودت بذات و وصف در عین حقیقت بود تند ار در اینمعنی کمیت دلیل آمد رمیت ما رمیت سه تن را حق بنحوی نیست ثالث دو صد شرک از ثلاثه گشت حادث سه تن را ور بود رابع خطا نیست چو او اندر شما ر ماسوا نیست بود پاک از شمار ماسوی الله ولیکن باشمار جمله همراه

Bu şiire çeviri ekle ·

Bu şiiri puanla

Henüz puan verilmemiş

Yıldıza dokunarak 1–10 arası puan ver

Yorumlar

Yorum yapmak için giriş yapmalısın.

Giriş yap

Bu şiire henüz yorum yapılmamış. İlk sen ol.

Sana daha iyi bir okuma deneyimi sunabilmek için sitemizde çerez kullanıyoruz. Kişisel verilerin KVKK ve GDPR kapsamında işlenir; hangi çerezlere izin verdiğini dilediğin zaman değiştirebilirsin.