بخش ۴۹۱ - وجهالحق
S Safi
0
Altın Yaprak
زوجه الحق اگر پرسی که آن چیست
قوم شییی جز بر وجه حق نیست
باو شاهد بود شیییت شییی
چنان کز شمس شاهد رؤیت فیی
تولوا اینما بی اشتباهست
که هر سوروکنی وجه اله است
چو عین حق مقیم کل اشیاءست
بهر وجهی که بینی او هویداست
هر آنکو وجه قیومیتش دید
در اشیاء هم بوجهش یافت توحید
بهر سور کند وجه الله آنسوست
مگر آنسو که روی و سو همه اوست
در این معنی مجال لفظ تنگ است
شنا در بحر دستور نهنگ است
بصیرت هر که در قلبش تمام است
نکوداند که وجه حق کدام است
در اشیاءگر بینی وجه حق را
بشویی از سواد و خط ورق را
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş