۴۶۶- مولانا علی حالی کاشانی
س سام میرزا صفوی
0
Altın Yaprak
از موالی خوش طبع و لاابالی آنشهر است و عاشق پیشه گی و صاحب مذاقی او تا بحدی است که روزی با پدرش همراه بود دچار جوانی میشوند مولانا جوانرا دعا میکرده و نیاز میپاشیده پدرش گفته او لایق دعای بداست مولانا دست برآورده که الهی پدرش بمیرد در شعر طبعش خوب بود این مطلع از اوست
دوش میگفتم ز سر عشق جانان سرگذشت
دیده در گرداب خون افتاد و آب از سرگذشت
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş