۲۷۴- مولانا حیرتی
س سام میرزا صفوی
0
Altın Yaprak
مشهور است که مروی است اما خود میگوید که از تونم از شعرای مشهور است در همه باب شعر گفته اما در منقبت بسیار کوشیده در اوایل جوانی بسیار بی قید و لاابالی بوده و اکثر به هجو مردم زبان میگشود و اهاجی که میان او و وحیدی قمی واقع شده مشهور است از غایت رکاکت ایراد آن ننمود این چند بیت از جمله ابیات اوست
آیت رحمتی چنین نامده بر زمین فرو
حلقه لعل بتان را نه ز جان ساخته اند
بلکه جان را ز لب لعل بتان ساخته اند
هرگز سوی من چشم کرم باز نکردی
کاز ناز بمن عربده آغاز نکردی
دادی بسخن وعده ام و لب نگشودی
گفتی که کنم مرحمتی باز نکردی
از سبزه دمد گل چو تو را سبزه ز گل خاست
در حسن چرا دعوی اعجاز نکردی
قضا که صورت یوسف چنان لطیف رقم کرد
برای صورت خوب تو امتحان قلم کرد
گه دل از عشق بتان گه جگرم می سوزد
عشق هر لحظه بداغ دگرم می سوزد
من ز خود بی خبر و آتش هجران در سر
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş