۳۲۱- مولانا محوی

س سام میرزا صفوی
0 برگ زرین
اصلش از ولایت بسطام است و در اقسام سخن بغایت شیرین کلام و در خدمت خواجه عبدالله مروارید می بود این مطلع و بیت از اوست و فی الواقع نیکو گفته مصاحب غم وهم صحبت الم شده است قد تو عمر دراز من است و پیش رقیب این مطلع هم از اوست نشسته ای و مرانیم عمر کم شده است نمیخواهم که دل در بند آن زلف دو تا افتد

ترجمه‌ای برای این شعر بیفزای ·

به این شعر امتیاز بده

هنوز امتیازی داده نشده

با لمس ستاره، امتیازی میان ۱ تا ۱۰ بده

دیدگاه‌ها

برای دیدگاه‌دادن باید وارد شوی.

ورود

هنوز کسی دربارهٔ این شعر دیدگاهی ننوشته است. نخستین نفر باش.

برای اینکه تجربهٔ خواندن بهتری برایت فراهم کنیم، در سایت‌مان از کوکی استفاده می‌کنیم. داده‌های شخصی‌ات در چارچوب قوانین حفاظت از داده پردازش می‌شوند؛ می‌توانی هر زمان انتخاب کنی که کدام کوکی‌ها را مجاز کرده‌ای.