۳۸۷- سلامی اصفهانی
س سام میرزا صفوی
0
Altın Yaprak
بقابضی اردو بازار اوقات میگذراند و ضایع میکند و از بسیار خوردن افیون نزدیک است که جان بقابض ارواح بسپارد این مطلع زاده ی طبع اوست
بی گل روی تو نرگس چشم تر دارد بسی
غنچه بی لعل لبت خون در جگر دارد بسی
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş