شمارهٔ ۸۴ - در حق جمال الدین
ر رشیدالدین وطواط
0
Altın Yaprak
ای یگانه جمال دولت و دین
دلم از هجر خویش خستستی
روی آورده ای بعیش و مرا
پشت بی روی خود شکستستی
در میان ریاض همچو بهشت
با سمن ساعدان نشستستی
دست عشرت گشاده ای و ببند
پای احداث چرخ بستستی
گرت خود نیست راحتی باری
از گرانی بنده رستستی
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş