این مثنوی به بحر هزج مسدس مقصور سروده شده و واقعه آن در کاشان اتفاق افتاده است و بطور خلاصه چنین است که چند نفر شبی در کاشان به شاهد بازی ومیخوارگی مشغول شدند در این میان زنی مکاره…
الا ای صبا پیک هر نامراد زیغما بدان گرد رستم نژاد گذر کن ولی بر طریق ادب سخن گو ولی پاس دار از دو لب…
اگر رفت رستم به مازندران به تیغ و کمند و به گرز و سنان پس از روزگاران به دیو سفید سیه کرد چون شام صبح امید…
اگر رفت رستم به هاماوران به نیروی رخش و به گرزگران بر افراخت مردانه یال نبرد در آن مرز رزمی دلیرانه کرد…
تهمتن اگر حسرت ملک تور پس از رنج ها برد آخر به گور تو بی زحمت جنگ و ننگ شتاب ز آغاز شب تا سر آفتاب…
تهمتن اگر گشت بر اشکبوس مظفر به نیروی گرگین و طوس تو بی منت جمله در ملک ری در ایوان دارای فرخنده پی…
تهمتن اگر تاج کاووس برد به پیشش دو صدره زمین بوس برد که رسم است مر بنده را از گناه تمسک به بخشایش پادشاه…
اگر خورد رستم قوی پنجه گرگ به یال یلی ملک ایران و ترک تو با کاکلی چارتار و پریش ز سنگ سیه رسته گویی حشیش…
شبی یاد دارم که در بزم دوست که خورشید پروانه شمع اوست چه شب آنکه از حسرت آن شبم به گردون رسد هر شبی یا ربم…
پس از عهد شش سال مهر و داد ز طبع سخاپیشه و خلق راد به من استری دادی از مال غیر پریشان زتمکین و عاجز ز سیر…
به سویم رسولی فرستاده ای پیامی ز خشم خودت داده ای مترسانم از یال و برزیلی ز الماسگون دشنه زابلی…
مثنوی صکوک الدلیل به بحر متقارب مثمن مقصور ساخته شده و یغما آنرا در شش روز به نظم در آورده است چنانچه خود گوید ز روح بزرگان مدد خواستم به شش روز این دفتر آراستم به زیباترین وجهی ان…
به یغمای بیچاره از مهر خویش سخن راندی ای یار فرخنده کیش در این نکته یک مو نبینم خلاف به یزدان که عاری بود از گزاف…
سخن گرچه بر وفق عادت نرفت ولی بر خلاف ارادت نرفت بهر لفظ دلکش که بنگاشتم درین نامه پاس ادب داشتم…
سرآغاز هر نامه نام خداست که بی نام او نامه یکسر خطاست دبیری که بی دست و لوح و قلم بسی مختلف نقش ها زد رقم…
15 / 870 gösteriliyor