ی

یغمای جندقی

870 poems

0 Golden Leaf

یغمای جندقی poems

Search help
Persian

این مثنوی به بحر هزج مسدس مقصور سروده شده و واقعه آن در کاشان اتفاق افتاده است و بطور خلاصه چنین است که چند نفر شبی در کاشان به شاهد بازی ومیخوارگی مشغول شدند در این میان زنی مکاره…

اگر رفت رستم به مازندران به تیغ و کمند و به گرز و سنان پس از روزگاران به دیو سفید سیه کرد چون شام صبح امید…

اگر رفت رستم به هاماوران به نیروی رخش و به گرزگران بر افراخت مردانه یال نبرد در آن مرز رزمی دلیرانه کرد…

تهمتن اگر حسرت ملک تور پس از رنج ها برد آخر به گور تو بی زحمت جنگ و ننگ شتاب ز آغاز شب تا سر آفتاب…

تهمتن اگر گشت بر اشکبوس مظفر به نیروی گرگین و طوس تو بی منت جمله در ملک ری در ایوان دارای فرخنده پی…

تهمتن اگر تاج کاووس برد به پیشش دو صدره زمین بوس برد که رسم است مر بنده را از گناه تمسک به بخشایش پادشاه…

اگر خورد رستم قوی پنجه گرگ به یال یلی ملک ایران و ترک تو با کاکلی چارتار و پریش ز سنگ سیه رسته گویی حشیش…

شبی یاد دارم که در بزم دوست که خورشید پروانه شمع اوست چه شب آنکه از حسرت آن شبم به گردون رسد هر شبی یا ربم…

1

پس از عهد شش سال مهر و داد ز طبع سخاپیشه و خلق راد به من استری دادی از مال غیر پریشان زتمکین و عاجز ز سیر…

به سویم رسولی فرستاده ای پیامی ز خشم خودت داده ای مترسانم از یال و برزیلی ز الماسگون دشنه زابلی…

مثنوی صکوک الدلیل به بحر متقارب مثمن مقصور ساخته شده و یغما آنرا در شش روز به نظم در آورده است چنانچه خود گوید ز روح بزرگان مدد خواستم به شش روز این دفتر آراستم به زیباترین وجهی ان…

به یغمای بیچاره از مهر خویش سخن راندی ای یار فرخنده کیش در این نکته یک مو نبینم خلاف به یزدان که عاری بود از گزاف…

سرآغاز هر نامه نام خداست که بی نام او نامه یکسر خطاست دبیری که بی دست و لوح و قلم بسی مختلف نقش ها زد رقم…

showing 15 of 870

We use cookies to give you a better reading experience. Your personal data is processed under data protection law, and you can change which cookies you allow at any time.