بخش ۱۹
خ خواجه عبدالله انصاری
0
Altın Yaprak
پیر طریقت گوید من چه دانستم که بر کشته دوستی قصاص است چون نیک نگریستم تو را این معامله با خواص است من چه دانستم که دوستی قیامت محض است و از کشته دوستی دیت خواستن فرض است شگفتا این چه کار است آن چه کار قومی را بسوخت قومی را بکشت نه یک سوخته پشیمان شد و نه یک کشته برگشت و بزبان حال همیگویند
در عشق تو داد من ستم های تو باد
جانی دارم فدای غم های تو باد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş