میدان هشتاد و هفتم سماعست
خ خواجه عبدالله انصاری
0
Altın Yaprak
از میدان انبساط میدان سماع زاید قوله تعالی ولو علم الله فیهم خیرالاسمعهم سماع بیدار کردنست از خواب و جنبانیدنست از آرام و آب دادنست کشته را تا خفته کیست و آرامیده کیست و کشته چیست سماع زنده کننده است و اهل سماع سه مردانند یکی آنست که حظ وی از سماع معنیست و حاصل آن سیم آنست که حظ وی لطیفه ایست میان صوت و معنی و اشارات آن اما آن پیشین استقبال کرد سماع را بسه چیز بگوش سر و آلت تمییز و حرکت طباع سماع ویرا باز آورد از سه لذت یکی از آسایش و از غم و از شغل اما مرد دوم استقبال کرد سماع را بسه چیز بگوش و لطافت نظر و فایده جستن به نیاز تا باز آورد او را آن سماع دو تحفه راحت از درد و نکته از حکمت و اما سیم مرد استقبال کرد سماع را به سه چیز بنفس مرده و دل تشنه و نفس سوخته تا باز آورد او را نسیم انسی و یادگار ازلی و شادی جاودانی
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş