شمارهٔ ۱
ا ابوالحسن فراهانی
0
Altın Yaprak
منع سودی نکند کاش نصیحت گر ما
گر تواند ببرد تیرگی از اختر ما
تو مگر در دل ماهی که چنین می گردند
ماه و خورشید چو پروانه به گرد سر ما
در شکست دل ما پرهیزی نیست به لاف
ما حبابیم نسیمی شکند ساغر ما
ما از آن سوختگانیم که بزداید چرخ
زنگ از آیینه ماه به خاکستر ما
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş