رباعی شمارهٔ ۵۴
ا ابوسعید ابوالخیر
0
Altın Yaprak
دی طفلک خاک بیز غربال به دست
می زد به دو دست و روی خود را می خست
می گفت به های های کافسوس و دریغ
دانگی بنیافتیم و غربال شکست
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş