شمارهٔ ۱۰۸
ا ادیب الممالک فراهانی
0
Altın Yaprak
چون کواکب تابع برج است دارالملک ایران
وندرین برج است واله هوش برنایان و پیران
هر کجا حصنی است استحکام آن از برج باشد
حصن ایران شد ز استحکام برج امروز ویران
برج ما گاهی به ترکی باشد و گاهی به تازی
برج ترکی زآن ملت برج تازی از وزیران
هر وزیری سازد اندر سایه هر برج باغی
ایمن از سرمای تشرین ماه و گرمای جزیران
میوه اش صرف قمار اندر رواق منتوکارلو
حاصلش خرج طلسم اندر اجاق میرمیران
یک در باغش به کاشان شد در دیگر به قزوین
یک سر شاخش به دولاب است و یک سر در شمیران
چون کلید برج رزق اندر کف مرنارد باشد
جای رزق اندوخت زرق و جای نور را افروخت نیران
جز وزیران دغا وآن مستشاران فرنگی
یا گروهی را که می آید سفارش از سفیران
جمله اعضای وزارتخانه ها بی مزد و منت
رایگان خدمت کنند از کفش داران تا دبیران
گر فرامش ساختی ایران وزیران را ز خاطر
ور به خاطر داشتی سالار توران پند پیران
ملک ایران سخره گردان توران می نگشتی
کشور توران همی شد بهره شاهان ایران
گر شنیدی زاد فی الطنبور نغمه رازش آن شد
کز گلوی بختیاری بشنوی بانگ عشیران
ای نسیم فضل حق این مردگان را زنده فرما
ای سموم قهر یزدان این وزیران را بمیران
کاین وزیران پیش ما گرگند و پیش دشمنان سگ
بر اجانب تاج بخشانند و از ما باج گیران
ای وزیر آخر گر انسانی طریق مردمی پو
ور مسلمانی بپرس از حالت اخوان و جیران
تو ترکمان می زنی از فرط سیری روی مسند
من ز جوع از پا فتاده پشت یخچال صغیران
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş