شمارهٔ ۵۰
ا ادیب الممالک فراهانی
0
Altın Yaprak
کوته برف چو لارژ فراخ اترواست تنگ
امپرسمان شتاب و آپاتی بود درنگ
سوردیته شد کری و گری تینیو آمده
بیدست اسیترپی باشد بوات لنگ
کاستر سگابی است و کشن خوک و سگ شین
ضیغم لیون بود لیوپار است خود پلنگ
روبه رنار باشد و بوزینه سنژ دان
شد اژدها دراگن و بلن بود نهنگ
بلبل بود رسینل و کرکس وتور دان
باشد حمامه پیژن و آمد گرو کلنگ
اوتارد هست هوبره و پی بود کلاغ
تنای گاز و تیز اگوسر شمار چنگ
اف تخم مرغ و پوله بود جوجه کک خروس
شد کایو سنگریزه پیر آمده است سنگ
ارزق بلو سفید بلان رنگ سبز ور
روشن همی کلر بود و کولر است رنگ
شیطان ساتان و فارفاد جن هومن آدمی
سوکر است قند و چای ته باشد حشیش بنگ
مشان بد و کثیف ویلن شد گرا سطبر
خوشگل ژلی شمار و بل و بو بود قشنگ
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş