شمارهٔ ۱۵۷ - ماده تاریخ جلوس محمدعلیشاه قاجار
ا ادیب الممالک فراهانی
0
Altın Yaprak
شهنشاه ایران محمدعلی شه
بگردون دولت برافراشت خرگه
سریر از سپهر آمدش افسر از خور
سپاه از کواکب شدش رایت از مه
نسیم عنایات او باغ دین را
چو اردی بهشت است یا فروردین مه
همایون خدیوی که شاهان ببارش
سر بندگی سوده بر خاک درگه
ز سهم خدنگش هژبران جنگی
خزیدند در غارها همچو روبه
شها آسمان از خدایی و شاهی
نصیب شهان پنج داد و ترا ده
همین بس که رای ترا کرد امضا
شهنشاه ماضی سقی الله رمسه
تو آزاد کردی همه بندگان را
که بد قلبت از سر این حکمت آگه
بدانستی ای شه که بیمار ملکت
چو دارو نیابد بمیرد بنا گه
بدانستی ای شه که در شام غفلت
نسوزد چراغ ستم تا سحرگه
نشاندی شه معدلت را به کرسی
کشیدی برون یوسف داد از چه
بخواندی همه مردمان هنرور
براندی همه شوخ چشمان گمره
ز روی تو شد دیده ملک روشن
چو از معجز عیسوی چشم اکمه
خیال نفاق از وفاقت مشوش
جمال ستم ز اعتدالت مشوه
رهی ساختی از کرامت که دایم
رود کاروان عدالت در آن ره
بقا آنت تشبیه کردم ولیکن
خرد بانک زد کای فلان قصه کوته
ازیرا که تشبیه کامل به ناقص
خلاف است از این گفته استغفرالله
که سال جلوس همایونش آمد
خداوند قاآن محمدعلی شه
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş