شمارهٔ ۱۲۶۳
ا اهلی شیرازی
0
Altın Yaprak
نوح اگر طوفان او افسانه مردم شده
صد چو آن طوفان در آب دیده ما گم شده
شهسوارا تا تو جولان میکنی بر رخش ناز
بس سر پاکان که خاک راه و زیر سم شده
تند میرانی و بس کز هر طرف آهیست گرم
مرکبت غرق عرق از فرق سر تا دم شده
سوختم تا شب سگش را خفته دیدم بر زمین
بهر او خاکستر من بستر قاقم شده
پیش رندان قصه قارون مگو در میکده
زانکه صد قارون نهان در پای خاک خم شده
می رمد آهوی چشم مست او از مردمان
زان سبب اهلی چو مجنون وحشی از مردم شده
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş