شمارهٔ ۲۹۵
ا اهلی شیرازی
0
Altın Yaprak
هزار شکر که مارا سر شکایت نیست
وگرنه قصه جور تو را نهایت نیست
کنون که خرمن خوبی شدی زهی صافی
که یک جوت بمن خوشه چین عنایت نیست
اگر حکایت حسنم کنم مرنج از من
کجاست در همه عالم که این حکایت نیست
رخ تو مصحف حسن است و روشنت بخلق
چنانکه حاجت تفسیر هیچ آیت نیست
نشان گنج محبت زرند میکده پرس
که شیخ صومعه را هرگز این هدایت نیست
در آفتاب قیامت مشو زمن غافل
که غیر سایه لطف توام حمایت نیست
چو درد ازوست دوام ازو طلب اهلی
سخن صریح بگو حاجت کنایت نیست
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş