غزل شمارهٔ ۲۲۵
ا انوری ابیوردی
0
Altın Yaprak
باز چون در خورد همت می کنم
سر فدای تیغ نهمت می کنم
قیمت یک بوس او صد بدره زر
گر کنم با او خصومت می کنم
من دهان خوش می کنم لیکن کجاست
وه که یک جو زانچ قیمت می کنم
دوشم آن دلبر گرفت اندر کنار
یک زمان یعنی که رحمت می کنم
بر سر آن نکته ای دریافتم
گرچه دانستم که زحمت می کنم
چشم کردم شوخ و گفتم ای نگار
بر سر پا نیز خدمت می کنم
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş