شمارهٔ ۴۶۴ - در تهنیت
ا انوری ابیوردی
0
Altın Yaprak
ای خداوندی که بر روی زمین فرمان تو
چون قضای آسمان شد نافذ فی کل شیی
پیش قدرت پشت گردون از تواضع داده خم
نزد رایت روی خورشید از خجالت کرده خوی
سرو آزاد ار قبول بندگی یابد ز تو
پای تا سر هم در آن ساعت کمر بندد چو نی
نقشبند کل ز تاثیر صبای لطف تو
بوستان را نقش نیسان بندد اندر ماه دی
شاد زی کامروز در اقطاع عالم سر به سر
ای بسیطش سیر فرمان تو صد ره کرده طی
دوستان و دشمنانت در دو مجلس می کنند
هردو سنگ انداز و سنگ اندازه آن تا به کی
دشمنانت تا به روز حشر سنگ انداز عیش
دوستانت تا به روز عید سنگ انداز می
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş