بخش ۲ - در نعت نبی علیه السلام
ا اسدی توسی
0
Altın Yaprak
ثنا باد بر جان پیغمبرش
محمد فرستاده و بهترش
که بد بر در دین یزدان کلید
جهان یکسر از بهر او شد پدید
بدو داد دادار پیغام خویش
بپیوست با نام او نام خویش
ز پیغمبران او پسین بد درست
ولیک او شود زنده زیشان نخست
یکی تن وی و خلق چندین هزار
برون آمد و کرد دین آشکار
ببرد از همه گوی پیغمبری
که با او کسی را نبد برتری
خبر زآنچه بگذشت یا بود خواست
ز کس ناشنیده همه گفت راست
به یک چشم زد از دل سنگ سخت
به معجز برآورد نوبر درخت
دل دنیی از دیو بی بیم کرد
مه آسمان را به دو نیم کرد
ز هامون به چرخ برین شد سوار
سخن گفت بر عرش با کردگار
گه رستخیز آب کوثر وراست
لوا و شفاعت سراسر وراست
مر اندامش ایزد یکایک ستود
هنر هاش را بر هنر برفروزد
ورا بد به معراج رفتن ز جای
به یک شب شدن گرد هر دو سرای
مه از هر فرشته بدش پایگاه
بر از قاب قوسین به یزدانش راه
سرافیل هم راز ش و هم نشست
براق اسب و جبریل فرمان پرست
همیدونش بر ساق عرش است نام
نبی معجز او را ز ایزد پیام
به چندین بزرگی جهاندار راست
بدو داد پاک این جهان او نخواست
نمود آنچه بایست هر خوب و زشت
ره دوزخ و راه خرم بهشت
چنان کرد دین را به شمشیر تیز
که هزمان بود بیش تا رستخیز
ز یزدان و از ما هزاران درود
مر او را و یارانش را برفزود
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş