شمارهٔ ۳۷۶
ا اسیری لاهیجی
0
Altın Yaprak
در طریقت رهروان را رهنمایی می کنم
در حقیقت عارفان را پیشوایی می کنم
گر شدم بیگانه از جان و جهان در عشق او
لیک با جانان همیشه آشنایی می کنم
گرچه در صورت گدا و رند و قلاش آمدم
لیک در معنی به عالم پادشایی می کنم
پادشاه ملک فقرم تخت استغنا مراست
چون گدایان بر در او گر گدایی می کنم
تا گرفتارم به مایی در شمایی کی رسم
چون شدم آزاده از مایی شمایی می کنم
زاهد از تقلید منشین در پس در بیش ازین
خانه تحقیق را چون درگشایی می کنم
از دم عیسای عرفان مردگان جهل را
ای اسیری روح بخشی جان فزایی می کنم
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş