غزل شمارهٔ ۲
ش شیخ بهایی
0
Altın Yaprak
ای خاک درت سرمه ارباب بصارت
در تأدیت مدح تو خم پشت عبارت
گرد قدم زایرت از غایت رفعت
بر فرق فریدون ننشیند ز حقارت
در روضه تو خیل ملایک ز مهابت
گویند به هم مطلب خود را به اشارت
هر صبح که روح القدس آید به طوافت
در چشمه خورشید کند غسل زیارت
در حشر به فریاد بهایی برس از لطف
کز عمر نشد حاصل او غیر خسارت
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş