رباعی شمارهٔ ۴
ش شیخ بهایی
0
Altın Yaprak
دوش از درم آمد آن مه لاله نقاب
سیرش نه بدیدیم و روان شد به شتاب
گفتم که دگر کیت بخواهم دیدن
گفتا که به وقت سحر اما در خواب
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş