چنین گفت در گات ها زردهشت که بر دیو ریمن نمایید پشت دروغ است هم دست اهریمنا ابا هر بدی دست در گردنا…
چندگویی چرا مانده ویران هند و افغان و خوارزم و ایران چندگویی چرا جسته مأوا خرس پتیاره بر جای شیران…
با بنده فلک چرا به جنگ است سبحان الله این چه رنگ است بودم روزی به شهر تبریز آقا و ولی عهد و با چیز…
این دود سیه فام که از بام وطن خاست از ماست که بر ماست وین شعله سوزان که برآمد ز چپ و راست از ماست که بر ماست…
مه شوال بیاراست سپاهی ز انجم داد دیشب به مه روزه یک اولتیماتوم گفت بایکوت عمومی را بردار ز خم در خمخانه کن آزاد به روی مردم…
از بر این کره پست حقیر زیر این قبه مینای بلند نیست خرسند کس از خرد و کبیر من چرا بیهده باشم خرسند…
شد سوار شتر آن کهنه حریف مادر خویش گرفته به ردیف راند جمازه و آن مام نژند اندر آن وادی تاریک فکند…
می ده که طی شد دوران جانکاه آسوده شد ملک الملک لله شد شاه نو را اقبال همراه کوس شهی کوفت بر رغم بدخواه…
هیچ دانی که چه کردیم به مادر من و تو یا چه کردیم بهم جان برادر من و تو سعی کردیم به ویرانی کشور من و تو رو که اف بر تو و من باشد و تف بر من و تو…
باز بر شاخسار حیله و فن انجمن کرده اند زاغ و زعن زاغ خفته در آشیان هزار خار رسته به جایگاه سمن…
اندرین شهر پدید آمده مادامی چند بسته بر پای دل خسته ما دامی چند گشته ایام به کام دل ناکامی چند بعد از این ما و سر زلف گل اندامی چند…
یاران روش دگر گرفتند وز ما دل و دیده برگرفتند از مسلک ما شدند دلگیر پس مسلک خوبتر گرفتند…
اهلا و سهلا ای نسیم بهار ای قاصد زلف یار از زلف یار آیی چه داری بیار ای کاروان تتار…
آخر ای ایرانی تا به کی نادانی تا چند سرگردانی بر اروپا بنگر…
دردا که ندیدیم وصال رخ دلدار هجرآمد و آورد غم و محنت بسیار خون گریه کنم تا بگشایم گره از کار دردا که مرا خون دل و دیده قرین شد…
15 / 1.000+ gösteriliyor