بخش ۵۲ - غزل
م محمد بن عمادالدین خراسانی
0
Altın Yaprak
هنگام وصال دلبر آمد
کارم به مراد دل برآمد
رفت اخترم از وبال بیرون
خورشید سعادتم برآمد
شاخ طربم که بود بی بر
از دولت وصل در بر آمد
بختم به طریق رهنمایی
در وادی عشق رهبر آمد
بشکفت دلم چو گل ز شادی
چون مژدۀ آن سمن بر آمد
زین مژده چو باد صبح دم زد
گیتی ز دمش معنبر آمد
حقا که پیام وصلت ای جان
با جان و جهان برابر آمد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş