بخش ۶۱ - در خاتمت کتاب
م محمد بن عمادالدین خراسانی
0
Altın Yaprak
چون گشت تمام کار عاشق
از وصل به صورت موافق
این نظم که بود در بیانش
در خاتمه گشت هم عنانش
چون دید خرد که این کواکب
از برج ضمیر گشت ثاقب
وین بکر بیان نقاب بگشود
وز حجله دل جمال بنمود
گفت این صنم بدیع منظر
وین ماه رخ لطیف پیکر
منظومۀ گوهر معانی
دیباچۀ نامۀ امانی
مصدوقۀ حال دردمندان
مجموعۀ راز مستمندان
این شمع که خاطر تو افروخت
وین گنج که فکرت تو اندوخت
این در گران بها که سفتی
وین قصۀ جان فزا که گفتی
شاید که به آب زر نویسند
بر صفحۀ ماه و خور نویسند
القصه مه ربیع الاول
این نظم بدیع شد مکمل
در هفتصد و شصت بیت غرا
چون طرۀ دلبران مطرا
نظمی نه که چند دانۀ در
شد سفته به مهبط تفکر
منظوم بسان عقد پروین
موسوم به روضة المحبین
از مدت هجرت محمد
رفته نود و چهار و هفصد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş