شمارهٔ ٢٩٨
ا ابن یمین فریومدی
0
Altın Yaprak
سالها خاطر مرا ز نشاط
هیچ پروای قیل و قال نبود
ماه طبعم همیشه خرم بود
مهر جان را سر زوال نبود
چرخ میخواست تا کند خطری
لیکنش قدرت و مجال نبود
آخر الامر آنچه خواست بکرد
بطریقی که در خیال نبود
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş