شمارهٔ ۴١١
ا ابن یمین فریومدی
0
Altın Yaprak
چهار رکن جهان را بساط نرد انگار
خلایقش چو حریفان مشتغل به قمار
شمار خانه که در چار سوی او بینی
دوره دوازده ساعات لیل دان و نهار
شمار مهره او سی عدد به سان مه است
که سی عدد بود ایام مه به وقت شمار
بیا و زیر و زبر نقش کعبتین ببین
که هست صورت این هفت کوکب سیار
روان به طاس درون کعبتین غلتانش
چو اختران که بر افلاک می کنند دوار
به احتیاط رو ای دل که دست خون است این
که روح در گرو است و حریف بس طرار
چو با حریف درافتاده ای به بهبازی
خصال نیک به دست آر در مبادی کار
به راستی پس از این در زمانه فارد باش
که تا زیاد کنی داو رتبت و مقدار
اگر فره به هنر زین سه تا موالیدی
ز ده هزار حریف شگرف باک مدار
به کوی صبر درون خانه گیر و ششدر کن
امل طویل مدار و ره طمع مسپار
بگفت ابن یمین کار اگر کنی نبود
ترا گشادن منصوبه فلک دشوار
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş