شمارهٔ ٧۴
ا ابن یمین فریومدی
0
Altın Yaprak
احرام بستم از پی عالیجناب شاه
کز کاینات قبله بگزیده منست
گفتم که خاک درگه او در کشم بچشم
کان توتیای روشنی دیده منست
نوشم شراب تربیت از جام لطف او
کان اصل شادی دل غمدیده منست
دربان مرا ز مقصد امید باز داشت
این نیز هم ز طالع شوریده منست
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş