شمارهٔ ٨٣٢
ا ابن یمین فریومدی
0
Altın Yaprak
خداوندا بر این عالیجنابت
کزو دارد فلک صد شرمساری
فراوان رنج بی راحت کشیدم
کنون سیر آمدم زین هرزه کاری
نخواهم کرد ازین پس عمر ضایع
کرم باشد گرم معذور داری
بحمدالله ندارم مال و جاهی
که بستانی بغیر من سپاری
چو من بر بینوایی دل نهادم
چرا باید تحمل کرد خواری
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş