فصل ۱۰۸
ع عینالقضات همدانی
0
Altın Yaprak
عاشق در عشق تا بخود قایم است اخلاص و ریا هر دو وصف او را لازمست و بدان از معشوق محجوب چون اوصاف او در او بقوت عشق باطل شوند و در خود از خود فانی بماند و ببقای محبوب باقی درین مقام لاریاء ولااخلاص لاهلاک ولاخلاص ای برادر عاشق را رویست از آن روی برویست و کار معشوق بر خلاف اینست از آن بر سر کوی او از کشته پشته هاست حکیم گوید
برسر کویت بسی کشته و مرده ولی
کشته نیابد قصاص مرده نیابد کفن
من قتلته فانا دیته غوری عظیم دارد در بیان نتوان آورد کسی سرش نمیداند زبان درکش زبان درکش
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş