فصل ۱۴۱
ع عینالقضات همدانی
0
Altın Yaprak
در فصول پیشین نوشته ام که عشق را توجه بجهتی نیست فاینما تولووا فثم وجه الله اکنون میگویم حدیث ان الله جمیل یحب الجمال برخوان و بیقین بدان که عاشق آن جمال می باید بود یا عاشق محبوبش و این رمزی قوی است در دانستن عشق قصه دراز مکن تو هممحبیو هم محبوب زیرا که جمال بطبع محبوبست بدین نسبت محبی و چون سر خلق الله ادم علی صورته در تو پدید شده است بدین نسبت محبوبی پس روا بود که عاشق در خود نگرد معشوق را بیند دوست گیرد و درین مقام تعدد برخیزد عاشق و معشوق و عشق یکی باشد
بردار تعدد و تکثر
تا وحدت او پدید گردد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş