فصل ۱۴۷
ع عینالقضات همدانی
0
Altın Yaprak
تا عاشق را ازمعشوق طمع وصال بود هر روز بنزد وی ذلیل تر بود ذل من طمع سر این سخن است چنانکه زلیخا تا طمع وصال یوسف می داشت هر روز از وصال دورتر بود و از فراق رنجورتر چون طمع از خودبینداخت و با محبت صرف بساخت جمال و جوانی بازیافت و با کمال کامرانی بسوی محبوب شتافت و آنچه گفته اند بدین معنی قریب است
ملکست محبت تو و خلقیست منتظر
این کاردولتست کنون تا کرا رسد
من خود کیم که صافی وصلش طمع کنم
اینم نه بس که دردی دردت بمارسد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş