فصل ۱۶
ع عینالقضات همدانی
0
Altın Yaprak
سلطان عشق به آخر به قهر در گذرست عاشق را از کجا زهره آن که در کوی خود گذر کند و یا در روی خود نظر زیرا که تا بر عشق گذر نکند به خود نرسد و عشق نهنگ وار اویی او را به کلی به یک دم درکشنده است و او را با خود به خود راه نیست او را بی اویی او به معشوق راه است و نه هرکس از این سر آگاه عشق او را بی او می گوید از وجود قطر ه ای سازد و در بحر مواج غیب اندازد که در در بحر اولیتر اگر غواص قضا آن را برآورد و به خزانه کنت کنزا مخفیا لم اعرف سازد تا هنگام ظهور فاحببت ان اعرف تاج عزت را به آن بیاراید شاید
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş