فصل ۱۹۸
ع عینالقضات همدانی
0
Altın Yaprak
تا عاشق بندانسته است و مراد او در طلب او نبسته است از دردوانرهد چون یقین کند که درین راه طالب از یافت بود نه یافت از طلب دل از خود بردارد و بر او نهد نظر سر بر گرفت پیر هری دارد که در مناجات خود گفته است الهی یافت تو آرزوی ماست اما دریافت تو نه ببازوی ماست چنانکه حکیم گفته همه چیز تا نجویی نیابی بجز دوست که تا نیابی نجویی
یقین دان کو نباشی تو ولیکن
نباشی در میان آنگه تواویی
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş