فصل ۹
ع عینالقضات همدانی
0
Altın Yaprak
هر وارد که بود قابل را در حرکت آرد اگر وارد ضعیف بود حرکت ضعیف بود که در دید آید شطح در سماع نشان آنست که السماع محرک القلوب الی عالم الغیوب و اگر وارد قوی بود حرکت قوی بود در دید نیاید سکون در سماع نشان آنست که وتری الجبال تحسبها جامدة وهی تمر السحاب
گه نعره زند عقلم از بیم فراق او
گه رقص کند جانم از وعده ی دیدارش
نوری گوید رحمة الله علیه
الوجد یطرب من فی الوجد راحته
والوجد عند وجود الحق مفقود
قد کان یطربنی وجدی فغیبنی
عن رؤیة الوجد مافی الوجد موجود
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş