شمارهٔ ۹ - قطعه
ف فلکی شروانی
0
Altın Yaprak
شاها همه شاهان را شاهی به هنرمندی
بنیاد شهنشاهی محکم تو درافکندی
هر جا که تو کوشیدی خصمان قوی دیدی
بیخ همه ببریدی تخم همه برکندی
بس دشمن پر دستان کز تیغ تو شد بیجان
بس لشگر بی پایان کز هم تو پراکندی
نصرت ز تو پیدا شد ملک از تو مهیا شد
الحق به تو زیبا شد شاهی و خداوندی
اصل تو بدایع را چون چرخ طبایع را
اجرام و طلایع را شاهی تو نه فرزندی
رنج آید و مسکینی کاری که تو نگزینی
کفر آرد و بی دینی چیزی که تو نپسندی
چون طبع تو را آخر در طبع نشد ظاهر
زین رتبت و این خاطر شد حاصل خرسندی
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş