شمارهٔ ۱۱۲
ف فایز
0
Altın Yaprak
بتم سرپنجه با لوح و قلم زد
زمین و آسمان از نو به هم زد
پس پرده در آمد یار فایز
چو خورشیدی که از مشرق علم زد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş