شمارهٔ ۱۳۰
ف فایز
0
Altın Yaprak
سحر دل ناله های زار می کرد
چنان که دیده را خونبار می کرد
شکایتهای ایام جوانی
به فایز یک به یک اظهار می کرد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş