شمارهٔ ۳۵۹
ف فایز
0
Altın Yaprak
دلم از بس که دنبال تو گشته
دل خون گشته پامال تو گشته
مگر در وقت کشتن خون فایز
ترشح کرده و خال تو گشته
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş