غزل شمارهٔ ۳۶۸

ف فیض کاشانی
0 Altın Yaprak
یار را با تو کار خواهد بود کارها را شمار خواهد بود هر چه پنهان بود شود پیدا لیل جانرا نهار خواهد بود آنکه خفته است شب چه روز شود آگه و هوشیار خواهد بود هر که کاری نمیکند امروز حال فرداش زار خواهد بود کار اگر زار باشدت فردا با خودت کار زار خواهد بود بی حسابی که میکنی یک یک در حساب و شمار خواهد بود هر که با نفس خود جهاد نکرد حسرتش بی شمار خواهد بود هر که در کارهای خود نرسید سخره انتظار خواهد بود هر که میران کار خود سنجید خاطرش را قرار خواهد بود هر که مست شراب دنیا شد تا ابد در خمار خواهد بود هر که مشتاق آخرت باشد رحمت او را نثار خواهد بود اختیار ار بحق سپرد اینجا مالک اختیار خواهد بود ور بود اختیار را مالک سخره اختیار خواهد بود در ازل شرم اگر نشد روزیش تا ابد شرمسار خواهد بود این غزل در جواب مولانا فیض را یادگار خواهد بود

Bu şiire çeviri ekle ·

Bu şiiri puanla

Henüz puan verilmemiş

Yıldıza dokunarak 1–10 arası puan ver

Yorumlar

Yorum yapmak için giriş yapmalısın.

Giriş yap

Bu şiire henüz yorum yapılmamış. İlk sen ol.

Sana daha iyi bir okuma deneyimi sunabilmek için sitemizde çerez kullanıyoruz. Kişisel verilerin KVKK ve GDPR kapsamında işlenir; hangi çerezlere izin verdiğini dilediğin zaman değiştirebilirsin.