شمارهٔ ۲۳
ف فیض کاشانی
0
Altın Yaprak
روضه خلد برین تربت اهل البیت است
مایه محتشمی خدمت اهل البیت است
آنچه زر میشود از پرتو آن قلب سیاه
کیمیایی است که در صحبت اهل البیت است
آن که پیشش بنهد تاج تکبر خورشید
کبریاییست که در حشمت اهل البیت است
دولتی را که نباشد غم از آسیب زوال
بیتکلف بشنو دولت اهل البیت است
قصر فردوس جزای عمل ظاهر نیست
که خصوص از جهت شیعت اهل البیت است
کلماتی که به آن توبه آدم پذیرفت
نامها و لقب و کنیت اهل البیت است
از کران تا به کران لشکر ظلم است ولی
سبب بود جهان عصمت اهل البیت است
فیض اگر آب حیات ابدی میطلبی
منبعش پیروی سنت اهل البیت است
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş